سام نازنین ماسام نازنین ما، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

کودکانه

پایان چهار ماهگی و شروع غذا خوردن

1394/3/9 15:23
نویسنده : مامان آیدا
649 بازدید
اشتراک گذاری

 

خوب سلام گل پسر.. شما امروز چهار ماهت تمام شد و رفتیم واکسن زدیم.... یکم اذیت شدی ولی فعلا بسختی موفق شدم بخوابونمت.. تا خوابت می بره پات رو تکون میدی و جیغ بنفش می کشی.. اجازه نمیدی تو تختت بگذارمت مدتب تو بغل می خوای باشی.. خدا کنه دردش از این شدیدتر نشهه خیلی بدجور گریه می کنی از درد کبود میشی نفسم.. عرض کنم که وزنت 6850 بود و قدت 64 دکتر راضی بود ولی وقتی بهش گفتم شیر خشک دو نمی خوری گفت که غذا رو شروع کنی... برای شروع با یک قاشق آب سیب شروع کردی... آب هویج.. سرلاک برنج و سوپ ساده و در نهایت آخر های ماه زرده تخم مرغ اجازه داری بخوری.. خدا کنه معده کوچولوت اذیت نشهه  چون شنیدم از 6 ماهگی به بعد معده ات آنزیم دار میشه..هفته پیش شما اولین مسافرت زندگی ات رو هم رفتیم.. با خاله و همسرش و بابایی رفتیم رامسر.. خیلی تصادفی شد... راستش بابایی یک جایی تو ناتل کنار رزرو کرده بود ولی من با بابای شما قهر کرده بودم و سر لج سفر کنسل شد...بعد من کلی غصه خوردم و گریه کردم  و طبق معمول اونقدر غصه خوردم که میگرنم عود کرد و بابایی ناچار از سر کار اومد که من رو ببره دکتر.. تو مسیر ما با هم آشتی کردیم و بعد از اینکه سرم من تموم شد فکر کردیم حیفه از مرخصی بابایی شما استفاده نکنیم این بود که کلید رو از خاله گرفتیم و همون شب راهی رامسر شدیم... روز بعدش هم خاله و همسرش به ما پیوستند... عزیز دلم عکس هات رو بزودی برات می گذارم.. خیلی پسر ماهی بودی.. من نگران بودم که راه سفر اذیت کنه و بد قلقی کنی ولی شما همینطور ساکت تو بغلدمن یا تو صندلیت نشسته بودی و بیرون رو تماشا می کردی.. حتی بیشتر راه رو بیدار بودی و فقط کمی آخر هاش دیگه خسته شدی و خوابیدی... تازه مسیر رو هم اشتباهی رفته بودیمدو تقریبا 7 ساعت تو راه بودیم.. خب منکه سرم درد می کرد و منگ آمپول ها بودم.بابای هم راه رو چک نکرده بود و ما از جاده رشت رفتیم به رامسر که تقریبا 3 ساعت بیشتر تو راه بودیم.. اونجا هم شما کلی از هوا و اطراف لذت بردی.. ولی خیلی به دریا هیجان نشون ندادی.. گمونم هنوز زود بود... راه برگشت از چالوس اومدیم  که اونقدر این بابایی محترم من و شما رو پیچ داد که هردومون حالمون بد شده بود.. در کل خیلی سفر خوبی بود یکم آب و هوا عوض کردیم..انتقال ما به ترکیه هم کنسل شد... بعنی کار بابای کنسل شد و ما فعلا همین جا می مونیم

و تا تکونمون ندن هم همین خواهیم موند.

 

..بزودی عکس دار می شود

 



پسندها (3)

نظرات (12)

فافا
10 خرداد 94 10:30
فدای پسری 64 سانتی مون بشم. دلم براش تنگ شده . از کارهاش که می نویسی توی دلم قند آب میشه. عکس ها رو بذار عزیزدلم. همیشه به سفر ایشالله .
مامان آیدا
پاسخ
خدا نکنه خاله فافاانشاالله یدونه لپ گلی نازدار بزودی میاد تو بغلت
مامان فرخنده
10 خرداد 94 12:49
سلام آيدا جونم در مورد جابجايت خوشحالم كه اينجا موندني شدي خداروشكر. خوب كاري كردي رفتي مسافرت وآب و هوا عوض كردي اون هم رشت ورامسر كه حرف نداره در مورد سام جون هم منتظرم عكس دار بشه بيام بعدا نظر بدم كه آين آقا كوچولو كه غذا خورشده چقدر رشد كرده پس منتظر ميمونم
مامان آیدا
پاسخ
سلام فرخنده جونم..مرسی خانمیانشاالله بزودی عکسدمی گذارم
ستاره
10 خرداد 94 14:46
خداروشكر . الحمدلله هميشه شاد باشي
مامان آیدا
پاسخ
ممنون عزیزم.. ستاره جان چند باری بهت سر زدم ولی نمی دونم چرا نمی تونم کامنت بگذارم.. بنویس برامون و از جال خودت و نازنینی که در راه دارری با خبرمون کن
پانیذ
12 خرداد 94 20:34
عزیزم زودی عکسای پسر قشنگمون رو بذار ببینیمش
مامان آیدا
پاسخ
واقعا نمیدسم پانیذ جان.. بزودی انشاالله
سوری
14 خرداد 94 9:02
سلام ایداجون خوبی سام خوبه؟ فکرکنم خبرنداری که بلاگفا خراب شده و‌نمیشه مطلب گذااشت. وبلاگ جدید ساختم اگر دوست داشتید بیاید. http://dokhtarin.blogsky.com/
مامان آیدا
پاسخ
سلام سوری جان دوست دارم ولی با گوشی نمیشه.. آدرس رو طوری نوشتی که باید کپی پیست بشه که با گوشیم نمی تونم.. انشاالله با لب تاب بزودی میام پیشت
مامان رعنا
15 خرداد 94 20:23
سلام عزیزم اول از همه یه خسته نباشید جانانه بگم بهت منم حریره بادام و شروع کردم بهش میگم عکسای پسر کوچولومونم بذار
مامان آیدا
پاسخ
سلام مرسی خانمی... چشم در اولین فرصت
marzi
19 خرداد 94 16:17
سلام بانو. خوبی؟ پارسال دوست امسال آشنا !!!!! ان شاالله همیشه سلامت باشی.
مامان آیدا
پاسخ
سلام خانم گل.. باور کن نمی رسم.. اصلا نمی دونستم وبلاگ ها تون خرابه منتظر بوودم پست جدید بگذارید
marzi
27 خرداد 94 22:32
آدرس وبلاگ جدید رو گذاشتم تو لینک. چند تا عکس از گل پسر بذار ببینیم چه شکلی شده؟! ان شاالله سلامت باشی مامان آیدا
مامان آیدا
پاسخ
سلامت باشی ممنون.. وای بخدا الان یک ماه می خوام عکس بگذارم مگه میشه
منتظر لطف خدا
28 خرداد 94 11:30
مريم
18 تیر 94 14:58
سلام آيدا جون ني ني خيلي نازي داري انشالا كه زير سايه پدر و مادرش بزرگ بشه خوشحال ميشم به منم يه سر بزنيد
پانیذ
18 تیر 94 23:47
سلام به مامان آیدا سام کوشولو خبر... خبر... پسمل ما به دنیا اومد
سوری
31 تیر 94 15:05
سلام جیگرییییییییییی، سام خوبه؟
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودکانه می باشد