سام نازنین ماسام نازنین ما، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره

کودکانه

تیرامیسو

اینم تیرامیسوی من!!!قبل از تزیین البته  موقع سرو اینقدر سرم شلوغ بود که از بعضی از غذا ها  یادم رفت عکس بگیرم. هر چی خواهرم عکس داشت همونا برام مونده. من اصلا تیرامیسو دوست ندارم ولی این واقعا خوشمزه است دستور فوق العاده این رو  من از وبلاگ دوست عزیزم مامان سهند و سپهر برداشتم  ، که اینم آدرسش هست: http://twins.niniweblog.com/post165.php حتما امتحان کنید خیلی عالیه!! نکته: تیرامیسوی من چندتا فرق با دستور مامان دو قلو ها داشت اول اینکه من از بیسکویت لیدی فینگر استفاده کردم و دیگه اینکه چون پودر کاکائو نداشتم. از شکلات تلخ استفاده کردم. توی خونه شکلات تلخ تخته ای پارمیدا داشتم. همون رو توی 1 2 3 ر...
5 بهمن 1392

کیک مرغ و ریحون

دوستان طبق قولی که دادم این عکس های کیک مرغ من هست. توضیحات مواد و نحوه پخت رو می تونید تو این آدرس بخونید. http://kooodakaneh.niniweblog.com/post26.php یا این آدرس: http://kooodakaneh.niniweblog.com/post25.php خمیر رو بصورت دایره پهن کنید. و به 8 قسمت مساوی تقسیم کنید. حواستون باشه که مرتب باید کف رو ارد بریزید که نچسبد.بعد از اینکه تقسیم کردید بادست کم آرد روی سطح مثلث ها هم بپاشید تا وقتی بر می گردونید خمیر به سطح نچسبه!! بعد مثلث ها رو برعکس می کنیم و با دست خمیر ها رو به هم وصل کنید تا روی سطح یه دایره به صورت زیر داشته باشید. کف رو کمی مایونز و سس گوجه بریزید مثل پیتزا. بعد از اون مواد رو روی سطح بریزید. (کمی با فاص...
5 بهمن 1392

شروع دوباره...

شنبه از نوید زنگ زدن به من. می خواستند نتایج آخری آزمایشات من رو ببینن. و مطمئن بشن که دیگه اثری از آثار تو نیست. ازم خواستن دوباره آزمایش بدم که همون روز آزمایش رو دادم. و نتیجه اش همونی بود که باید می بود. بعد هم خانم قاسمی که مسئول پرونده من توی نوید هست به من گفت که با همسرم سری بهشون بزنیم. گفت که  آزمایش آخری همسری یه مشکلاتی داشته و برای اطمینان می خواهند دوباره چک کنند. همون شنبه رفتیم و آزمایش رو دادیم و منتظریم ببینیم جواب چیه. دکتر برای همسری آزمایش رو ندیده، چند تا دارو نوشته که بیشترش ویتامین هست ولی دو تا هم داروی هورمونی داره که باید 3 ماه بخوره.  دیگه توی نوید همه من رو میشناسند،بس که سر و صدا کردم و البته رفت ...
2 بهمن 1392

به بهانه سالی که رفتی،...

این روزها.... از این روز ها نگویم بهتر است. روزگاری بود که مثل آهوی خوش نقش در کوچه باغ های زندگیم جست وخیز کنان و بی پروا می خرامیدم. روزگاری بود که  هر روز با روح سرخوش درون آینه  های پیچ در پیچ زندگیم شادمانه  بازی می کردم و به چهره متفاوت خودم توی آینه های زندگیم چشم می دوختم. روزگاری دخترکی با شنل قرمز  و یک سبد کلوچه های خوشمزه بودم که بدنبال خانه مادربزرگ پا در مسیر سرنوشت می نهاد. روزگاری زیبای خفته  می شدم که  با یک اشتباه زندگیم را به سوزن دوک نخ ریسی فروختم. روزگاری تبدیل به دختری شدم  که پا در مسیری بی انتها برای یافتن خود نهادم. روزگاری دیگر در جستجوی گمشده ام سفر ها کردم. چند ماه قبل شاهز...
2 بهمن 1392

عروسی عاشقان

امروز داشتم این پست رو می نوشتم یه نگاهی به وبم کردم . کاملا مثل این مجله های خانواده شده. تو وب مامان تینا و رایان یه مطلب خوندم درمورد لالی زنانه و اینکه چرا زنها  همیشه این همه حرف دارند برای گفتن!! وارد این بحث نمیشم هر چند که خیلی حرف دارم راجب این قضیه،... واقعیت اینه که من تو دنیای واقعی خیلی پر حرف نیستم و حتی چون خیلی به مسائل زنانه علاقه مند نیستم معمولا با هم جنسای خودم موضوع مشترک پیدا نمی کنم برای حرف زدن و هیچ وقت من شروع کننده مکالمه نیستم.. ولی این وبلاگ یه وبلاگ کاملا زنانه هست و از زمانی که وارد این دنیای مجازی شدم متوجه شدم، نه تنها کلی حرف وجود داره برای گفتن و شنیدن،بلکه می بینم که دوست دارم در مورد مارک سیب زمینی ...
28 دی 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودکانه می باشد